تویی که میشود هر کسی باشی! نترس از اینکه بپرسی:"خوبی؟" جواب تو یک کلمه است یا یک جمله نهایتا. و آن یک جمله را میگویم چون من خوشبختی را تقسیم کرده ام و بخش بخش میخورم و تا شب همه اش را تمام میکنم.هر روز صبح را با آب سرد شروع میکنم این طوری بخش اول را میپاشم به خودم٬هر صبح. بعد حتما صبحانه میخورم چون شنیده ام فقط آدم هایی که خود آزاری دارند صبحانه نمیخورند و من خود آزاری ندارم قطعا و این بخش دوم است. من هر روز همان کارهای دیروز را پی میگیرم این یعنی نظم و من شنیده ام آدم های منظم خوشحال ترند آرام ترند پس من آرام هم باید باشم یقینا و این آرام بودن بخش سوم را باید بدواند در من که میدواند. نگران نباش. در همه ی جمع های دوستانه شرکت میکنم میخندم. حرف میزنم و قرار است رای هم بدهم. خوب غذا میخورم. به موقع هم میخوابم. کتاب میخوانم. فیلم میبینم و در این میان بقیه اش را هم سنجاق میکنم به خودم.و از همه مهمتر مینویسم و خب همه ی این ها یعنی خوشحالم دیگر٬ مگر بقیه چه میکنند؟ تازه از هر کدامشان بپرسی جوابشان با کمی تغییر شبیه مال من است...
تویی که میشود هر کسی باشی! نترس از اینکه بپرسی: "خوبی؟" میبینی؟ پس تو با هر لحنی که بپرسی. من هر جای روز که باشم٬ جواب تو یک کلمه است. یا یک جمله نهایتا: "خوبم. ممنون."
