ببین. زندگی٬ همان است انگار. تکلیفمان باید با شکل جدیدش روشن باشد. دلگرفتگیهامان تعریف عوض کرده فقط. شادیمان هم. قبول که میان جمع یکهو اصلا پرت میشویم و میرویم پی خودمان قبول که تنهاییمان رنگ عوض کرده. قبول. اما حالا...حالا دلخوشیم به این خنده های گاه و بیگاه. به حرف که میزنیم. به صداها که میسرانیم سمت هم.
گیرم اصلا خودمان هم یک جایی خودمان را غافلگیر کنیم٬ خیالی نیست که. همه اش را سپرده ایم به زمان و دلخوشیم به این گاه وبیگاه ها.
پی نوشت: به گمانم باید یاد بگیریم دیگر. چشم که وا کنیم میبینیم خیلی گذشته...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:4  توسط لیلا
|
